حال همه ما خوب است...

دوباره بهار است و حال و هوای عاشقانه بهاری و من به شکر خدا در فراز یکی دیگر از قله های آرامش زندگی هستم

دخترم بزرگ می شود و هر روز که می گذرد شباهت بیشتری به یک انسان با احساسات و ویژگی های مخصوص خود پیدا  می کند

الینا امروز دقیقا 2 ماه و 23 روزه است و من امروز دلیل بیشتر رفتارهای این کوچک بی زبان را می فهمم او هم کم کم دارد می فهمد که مادری دارد که هر روز که بیدار می شود تا زمانیکه چشمان زیبایش را خواب ببرد در کنارش هست و پدری که با اینکه تنها چند ساعتی او را می بیند عاشقش هست

دخترم حسابی خودش را در دل ما جا کرده .او می داند چطور دلبری کند و حس می کنم ما در آینده به سختی بتوانیم به او بگوییم نه...

دخترم کلاٌ  آدم شلوغی ست ،از شیر خوردن گرفته تا خندیدن و بازی کردن و دلخور شدن و درد و خیس بودن جایش و حتی سرفه هایی که شبیه سرفه یک آدم بزرگ است...

او همه چیز من را عوض کرده،احساساتم ،تفکراتم ،دل مشغولی ها و نگرانی هایم ،و من تقریبا هر شب خوابش را می بینم...

او بالاترین عشقی ست که ممکن بود روزی در قلبم جای بگیرد و من دیگر برای خودم چیز زیادی نمی خواهم.

خدایا به من کمک کن مادری خوب و مهربان باشم...

  
نویسنده : الهام ; ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها :