آدمهایی که با درد دیگران درد می کشند باعث افتخار جامعه هستند

دوست عزیزم نویسنده ی وبلاگ ( درد دل های یک خبرنگار ) مطلبی را نوشته بودند با عنوان : مشت و پشت!
همان داستان همیشگی همسر مورد ستم واقع شده و کودکانی که با روحیه آسیب دیده و ذهن ناآرام قرار است پا به جامعه بگذارند.
کودکانی که خود همسران آینده ای هستند که تحت تاثیر آسیب های کودکی توان رفتار و عملکرد مناسب با همسران و فرزندان خود را ندارند .
متوجه احساسات و خشم بر انگیخته ی توحید فاضل عزیز   هستم
خشمی که با مشاهده ی ظلم و بی عدالتی در وجود  همه انسانهای آزاده بر انگیخته می شود
خشمی که میل به انتقام داشت
برای این دوست عزیز نوشتم که انتقام راه گشا نیست و باید کاری برای فرهنگ انجام دهیم و ایشان چنین پاسخ دادند که :انتقام گرفتنم سرجاش هست
در ادامه باید بگویم
که به این معتقدم که نظارت و قانون جزا به حق لازم و ملزوم یک جامعه است
و اگر درست متوجه درد دل این دوست عزیزم شده باشم منظور از انتقام همان اجرای قوانین و رسیدگی به حقوق از دست رفته ی مظلوم است.
می دانم نگرانی توحید فاضل عزیز کمتر بود اگر عملکرد مراجع رسیدگی به شکایات و حمایت از حقوق خانواده آنقدر جامع و کامل و سریع بود،
که کمتر کسی فرصت اعمال رفتار غیر انسانی را با خانواده خود داشت.
می دانم کمتر به فکر انتقام بود اگر می دانست که با پیگیری وضعیت این خانم او حتما به حقوقش می رسد
و همسر ستمکار حتما مجازات می شود.و جایی هست که این مادر و فرزندانش را مورد حمایت قرار دهد.

که در واقع اجرای حدود و دفاع از حقوق مظلوم فقط و فقط بر عهده مرجع قانونی ست.
صد افسوس که قوانین خانواده هنوز در بند همان قوانین کلی ست که سالها از تدوین آن گذشته و نیاز مبرم به بازنگری و تدوین دارد به علاوه ی اینکه به نظر من این قوانین تا حد زیادی مردسالارانه است.
و نه تنها قوانین که بافت فکری جامعه هم سمت و سوی مرد سالارانه دارد ،به همین دلیل معتقدم که تا حد زیادی مشکل ما فرهنگی ست
در ضمن اینکه خشم و غم تو دوست عزیز را می فهمم و عمیقاً با تو همدردم.

 

  
نویسنده : الهام ; ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :