زندگی با تضادها و کمی امید

خیلی سخته که بعد از یکساعت و نیم مطالعه مطالب خواندنی و لذت بخش کم کم همکار ها از راه می رسند و باید به محیط خشک برنامه نویسی برگشت
ضمن اینکه یه محیط کار سرد و همکارهای عبوس هم این سختی رو دوچندان می کنه
ولی خوب زندگی با تضاد هاش قشنگه و امید به آینده
مطالب جذابی که امروز خواندم:
این داستان یک زندگی واقعی است

گزارش دیگری در خصوص اتهامات رحیمی و نادران به یکدیگر

یلداوار

عبادت ادب دیدار خداست

بالاخره فهمیدم چرا فرزندم آرزو می کنه کاش در کشور دیگری زاده شده بود؟ 

بر اساس گزارش رسمی زندگی خوب وشاد و آرام است
نهراسید گوسفند عزیز! گرگ هم مثل بره ها رام است

داستان ما از زبان رافائل

پ.ن : (البته اینکه ما ایرانی ها از ٨ ساعت کار چند دقیقه کار مفید انجام می دهیم خودش حکایتی ست!)

  
نویسنده : الهام ; ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها :