حال این روزهای ما

این روزها حال و روز ما دیدنی ست

نه روزنامه ای برای خواندن باقی مانده

نه دیگر از حال و هوای پر شور پارسال همین موقع خبری هست

نه از شادی آنروز های خیابان های تهران و نه از آنهمه عجله برای برگشتن به منزل

و تماشای مناظره ها از رسانه ملی!

 از آنهمه امیدی که ما را چندین ساعت در صف رای نگاه می داشت ماه هاست که تنها بغضی در گلو مانده...

و حالا وحشت عبور از خیابان همیشه با ماست که نکند ضامن امنیت مردم! به خاطر پوشش ات یا عینک آفتابی بالای سرت و... هر طور خواست با تو رفتار کند

اهل موسیقی رپ نیستم ولی این یکی حال این روزهای ماست:

یه روز خوب میاد - هیچکس

یه روز خوب میاد
که ما هم رو نکشیم
به هم نگاه بد نکنیم
با هم دوست باشیم و
دست بندازیم روی شونه‌های هم، آها
مثل بچگیا تو دبستان
هیچ کدوممون هم نیستیم بی‌کار
در حال ساخت و ساز ایران
واسه اینکه خسته نشی، این بار
من خشت می‌ذارم، تو سیمان
بعد این همه بارون خون
بالاخره پیداش میشه رنگین‌کمون
دیگه از سنگ ابر نمیشه آسمون
به سرخی لاله نمیشه آب جوب
موذن اذان بگو
خدا بزرگه بلا به دور
مامان امشب واسمون دعا بخون!

 

تا جایی که یادمه این خاک همیشه ندا می‌داد
یه روز خوب میاد که هرج و مرج نیست
و توی شلوغیا به جا فحش
به هم شیرنی می‌دیم و زولبیا... بامیه
همه شنگولیم و همه چی عالیه
فقط جای رفیق‌هامون که نیستن خالیه
خون می‌مونه توی رگ و آشنا
نمیشه به آسمون و آسفالت
دیگه فوواره نمی‌کنه، لخته نمیشه
هیچ مادری سر خاک بچه نمیره
خونه پناهگاه نیست و بیرون جنگ
وای از تو، مثل بم ویرونم
یا اصلا مثل هیروشیما بعد بمب، نمی‌دونم
دارم آتیش می‌گیرم و این رو می‌خونم
پیش خودت شاید فکر کنی دیوونه‌ام
ولی یه روز خوب میاد، این رو می‌دونم...

  
نویسنده : الهام ; ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :