برای جوانه ی کوچکم

 دوست دارم اینجا چیزی بنویسم برای تو
تنها برای تو جوانه ی کوچکم...
که چطور اینهمه احساس زیبا را در من می آفرینی!
حسی که هیچگاه مرا اینگونه زیر و رو نساخته.
 دوست دارم با همه دنیا آشتی باشم
و بهترین باشم برای تو
و وقتی احساس می کنم جنبش ات را ‏‏،غرق شادی و غرور می شوم
دوست دارم خدا را هر لحظه شاکر باشم
به خاطر طعم خوشایند خلقت پیچیده ای که مجال تجربه ی آن را به من هم چشانده
و از او بخواهم که لااقل چند ماهی نگرانی هایم را از من بگیرد که می دانم در آغوش امنش هیچ اتفاق بدی
برای من وتو رخ نخواهد داد.

صدای زیبای هنگامه یاشار- لمس دوباره حس زیبای کودکی

 تو که ماه بلند آسمونی
منم ستاره می شم دورتُ می گیرم
اگه ستاره بشی دورمُ بگیری
منم ابر میشم روتُ می گیرم
اگه ابر بشی رومُ بگیری
منم بارون می شم چیک چیک می بارم
اگه بارون بشی چیک چیک بباری
منم سبزه می شم سر در می آرم
تو که سبزه میشی سر در میاری
منم گل می شم و پهلوت می شینم
تو که گل می شی و پهلوم می شینی
منم بلبل میشم چهچه می خونم.

 

 

  
نویسنده : الهام ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٩
تگ ها :